
- نزدیک به یکصد اقلیت و فرقه مذهبی در ایران وجود دارد . اما بیشترین برخورد در طول این چندسال گذشته با درویش های نعمت اللهی گنابادی بوده است . با توجه به اینکه مشی شما از نظر شریعت ، کاملا منطبق بر شیعه است ، فکر می کنید چرا برای نزدیکترین گروه به شیعه بیشترین مشکلات و درگیری آمده ؟
- امام زمان که غایب شد ، گفت کسانی که آن چهار شرط را دارند ، جانشین وی برای تقلید هستند ؛ شیعه هم همین را می گوید . فلل عوام یقلدوا . آنهایی که اطلاعاتی ندارند ، عوام هستند . البته عوام در اینجا یعنی عوام در اطلاعات مذهبی . یک دکتر و پرفسور هم در اینجا عوام محسوب می شود . آن عوام باید تقلید کنند . تقلید در عمل ، نه در اعتقاد .
ما می گوییم امام زمان یک نفر را هم معین کرد برای اینکه بیعت بگیرد و وضع کند . آن نفر ماییم . یک نفر هم معین کرد که احکام را بگوید ، آن نفر شمایید . شما به وظیفه خودتان رفتار کنید ؛ ما به وظیفه خودمان . ما وظیفه شما را می شناسیم . می دانیم شما وظیفه ای دارید . آنهایی که این را رعایت می کنند ، روابطشان با ما خوب است .
ولی همیشه آنهایی که یک خرده جار و جنجالی و سیاسی هستند ، این رعایت را نمی کنند . اصلا این یکی رشته را قبول ندارند . می گویند نخیر ؛ چنین چیزی نبوده . امام کسی دیگر را تعیین نکرد ؛ فقط ما را تعیین کرد . این اساس اختلاف است .
اما چرا به گنابادی فقط پیله کردند ؟ برای اینکه الان سلسله گنابادی از سایر سلاسل تعدادش بیشتر است و این چند قرن اخیر ، همه رهبرانش آخوندها و یا به اصطلاح روحانیونی بوده اند که گذشته از این کار ، اطلاعات فقهی هم داشتند . یعنی همان شرایطی که برای فلان آقای فقیه هست ، که مردم باید از او تقلید کنند ، در ایشان هم بوده است . بنابراین می شد از ایشان هم تقلید کرد . کما اینکه فرض کنید الان درویشها از آقای رضاعلیشاه که آخرین شیخشان است ، تقلید می کنند .
این است که در اینجا می شود یک مقداری از قدرت آنها را اینها هم داشته باشند . معذالک برای اینکه دچار اشتباه نشوند ، همه می گفتند در امور شرعی به آخوندها رجوع کنید ؛ برای اینکه حسادت انگیخته نشود .
بعد هم در گناباد جد ما که صد و خرده ای سال است که رحلت کرده اند و اولین قطب در این سلسله بودند ، گفتند در سیاست دخالت نمی کنیم . در مسایل شرعی هم با وجود اینکه فقیه دانشمندی بودند ، نظر فقهی ندادند و گفتند نظر فقهی با فقهاست . نظر داشتند ، می گفتند ؛ ولی به عنوان فتوا ندادند .
این حضور موجب شد که فکر کنند ممکن است موجب مزاحمت بشود و قبل از اینکه بقول آنها لطمه بزند ، می خواهند از بین ببرندش . البته از بین هم نمیرود …

- برخورد مسوولان عالی نظام جمهوری اسلامی با رویکرد دینی شما چگونه است ؟
- من نمی دانم ، اعتقادشان چه هست . ولی عملشان هم همین است که می بینیم . در اعتقادشان خب بعضی ها مثلا آقای منتظری در بعد از قضیه قم گفتند : « آقا اینها چه کار دارند به اعتقاد شما ؟ چرا اذیت می کنید ؟ نباید اذیت کنید » یا آقای کروبی که البته در سطح مراجع نبودند ، اما اعتراض کردند . دیگران هم خیلی ها گفتند . خیلی ها هم همین عقیده را داشتند و نگفتند . یعنی این عمل را تقبیح کردند ؛ بدون اینکه جزو ما باشند .
به قول خود یکی از آقایان اگر با بعضی از عقاید اینها مخالف اید ، خب آن مخالفت تان را بگویید ؛ چه کار به حسینیه شان دارید ؟ این وضعیت بین همه هست ؛ بین همه مسوولان ، بین همه فقها ، و بین دیگران . خب علامه طباطبایی اهل عرفان بود ، آقای خمینی اهل عرفان بود ، خیلی ها هم نبودند ؛ مانند این آقایانی که الان می بینید .
- ولی در بعضی از این تخریب ها به نظر مراجع استناد شده . به نظر شما مراجعی که موافق با تخریب مراکز عبادی شما هستند ، کدام مراجع اند ؟
- من می دانم چهار نفر از آقایان هستند که این چهار نفر ، صریحا مخالف اند . البته آنهای دیگر هم موافق تصوف نبودند ؛ ولی خب کاری نداشتند . اما اینها مخالف بودند و می گفتند : قم جایگاه صوفیان نیست .
یکی از همین آقایان خطاب به یک مامور دولت که آنجا بود ، گفت اگر شما نمی توانید بیرونشان کنید ، ما بیرونشان می کنیم . خب این مامور چقدر باید ضعیف باشد که نگوید آقا شما کی هستید ؟ من مامور از طرف ملت هستم . اگر لازم باشد می کنم ، اگرنه که هیچ .
بعد که این قضیه شد ، همه آقایان گفتند « کی بود کی بود ، من نبودم . » همه گفتند ما با این قضیه مخالف بودیم . در بروجرد هم وقتی به این فقرا گفتند متفرق بشوید ، بروید منزل هایتان ، خب بعضی ها اطاعت کردند . حرف دادستان بود .
اما وقتی این حرف را به مهاجمین گفتند ، آنها گفتند ما از شما دستور نمی گیریم و تا از مراجع به ما نگویند ، نمی کنیم . اینک یکی از آنها مرحوم شده . سه نفر دیگر مانده اند . از این سه نفر دو نفر باز هم صریحا مخالفت می کنند و یک نفرشان که یک خرده باهوش تر است ، ساکت است و هیچ نمی گوید .
ولی سکوتی که می گویند ، کنایه ای که رساتر از تصریح است . وگرنه خیلی آقایان دیگر هستند که ما را قبول ندارند ؛ ولی می گویند اینها هم مسلمانی هستند . الان آقای خامنه ای خودشان نظر دادند کسانی که شهادتین را می گویند ، مسلمان اند . دیگر چه کار داری به اعتقادشان ؟ مسلمان کسی است که شهادتین بگوید .

- با توجه به اینکه ما می دانیم در کرج هم شما تهدیدهایی داشته اید ، فکر می کنید آیا این تخریب ها باز هم ادامه پیدا می کند ؟
- ممکن است ، ولی انشاالله خدا نمی گذارد . البته خدا به دست مومنین می کند . خداوند در آیه ای خطاب به پیغمبر می گوید : خداوند با نصرتی که خود داد تو و با مومنین را کمک کرد . خداوند کاری می کند ، توسط مومنین می کند . خداوند انشاالله نمی گذارد .
ما هم می توانیم کاری بکنیم ؟ بله . اگر جلوی مثلا جاده ای ببینید یک مار می رود ، نمی توانید بگوید این مشیت است و مار آمده ما را بزند . مار را باید جلویش را گرفت . همه رقم امکانش هست که کاری بکند و می کند . ولی آن امکان را باید از او گرفت .
- با توجه به مشکلاتی که در قم و در بروجرد پیش آمد و هنوز با مسائلی مواجه هستید ، تصمیم آتی شما چیست ؟
- این تصمیم واقعی ماست : شکایت خودمان را به خدا می کنیم . البته خداوند به گفته پیغمبر شکایت ما را می شنود انشاالله . خودش هرکاری بخواهد می کند .
ما همه مسلمانیم ، ایرانی هستیم . همه ایرانی ها در مسایل اجتماعی ، حکومت و سیاست باید امنیت داشته باشند . و هر کسی این کارها را می کند ، به ایرانیت و به ملت ایران و به امت اسلام لطمه می زند و همه دوستان به این توجه کنید که این کار کوچکی نیست . شما یک حسینیه را خراب کنید ، هم به نام حسین و هم به نام اسلام توهین کرده اید . یعنی همان کاری که با خود حسین کردند ، شما با نامش کردید .
از طرفی هم به ملت ایران لطمه زدید ، به همه ملت ایران . برای اینکه یک غیرمسلمان ، مسیحی و یهودی هم که در ایران است ، از این قضیه ناراحت می شود و هم به آزادی یک ملت که این همه برایش جنگیده اند ، لطمه زده اید . با این کار نشان دادید می شود لطمه زد و دیگران را هم وادار به این کار می کنید .
- شما در مورد احکامی مثل جهاد ، که حکم شریعت است ، نظرتان چیست ؟ اگر حکم جهاد صادر شود ، شمولیتی در روش و طریقت شما هم پیدا می کند ؟
- جهاد در مذهب شیعه مصداقا امکان ندارد . برای اینکه شیعه می گوید . حکم جهاد از طرف امام معصوم باید داده بشود . امام معصوم هم غایب است . ما اجازه نداریم از طرف امام حکم جهاد بدهیم . آقایان فقها هم اجازه ندارند حکم جهاد بدهند . اینک جهاد اصلا نمی شود .
البته فرقی بین دفاع و جهاد است . جنگ ایران و عراق را هم نمی گویند جهاد ، میگویند دفاع مقدس . دفاع در همه حال واجب است . کسی حمله می کند ، جوابش را بدهید . دفاع چیزی طبیعی ، فطری و عقلانی است . دفاع واجب است ؛ ولی جهاد واجب نیست . اگر کسی حکم جهاد بدهد ، من در مشروعیتش شک می کنم . چون در حال با غیبت امام معصوم نمی شود حکم جهاد داد .
منبع : سایت رایو زمانه ؛ ۷ آذر ۸۶
بخش اول